میدونی چه قدر دلم برات تنگ شده؟
حرفای من اینجاست توو سینم
جایی که هر لحظه دنبالت میگرده
منتظره تا برگردی
خودتم نمیدونی چه قدر دلم برات تنگ شده
دلم میخواد این دلتنگیا و دوری زودتر تموم شه
هروقت بهت میگم بی تابتم زودتر برگرد
میگی تموم میشه عزیزم یه ذره دیگه مونده
نمیدونم این یه ذره چرا اینقدر طول میکشه
احساس میکنم توو این دوریا پیرشدم
خسته ام
خیلی خسته
حتی وقتی میایی بازم دلم برات تنگه
چون میدونم میخوایی زود بری
نمیدونم چرا سهم منی که عاشقتم چرا اینقدر از کنار تو بودن کمه
تمام لحظاتی که کنار تو هستم دلم میخواد توو آغوشت گریه کنم
اما تو نمیذاری گریه کنم
اما وقتی میری گریه هام شروع میشه
میدونم باید دوباره روزای زیادی رو دوور از تو سپری کنم
نازنینم چرا اینقد ازم دوری
قلب من خسته اس....
خیلی خسته.....

آن لحظه که از نياز، انسان
دارد نه کم از هواي حيوان
يک دانه گندم طلايي
از تشت طلا گرانبهاتر
در حادثه هاي ناگهاني
سالم ز مريض مبتلاتر
آسوده مباش که بي نيازي
يک آنِ دگر پر از نيازي
آنجا که تو فرعون زماني
در تيررس باد خزاني
روی گوشی شوما داره تازه این یکی از کارایی کهاین برنامه انجام میده وشما میتونید کارهای زیادی
هنگام پخش اهنگ با این برنامه انجام بدید
برای شروع کار یه خبر خوش برای ۶۶۰۰ که میتونید با نسب این برنامه پسوندهای mp3
رو روی گوشی خود اجرا کنید و برای ملودی زنگ انتخابش کنید
منتظر برنامه های جالبتر از طرف ما باشید
میون یه دشت لخت، زیر خورشید کبیر
مونده یه مرداب پیر، توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر، از همه دنیا جدام
داغ خورشید به تنم، زنجیر خورشید به پام
من همونم که یه روز میخواستم دریا بشم
میخواستم بزرگترین دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم تا به دریا برسم
شب رو آتیش بزنم تا به فردا برسم
اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیاه، راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجا بود پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت، سر رام یه چاله کند
از این لحظه این وبلاگ کار خودشو دوباره شروع می کنه
آقا محمد پسر عموی منه که از این به بعد به عنوان نویسنده دوم ، وبلاگ رو آپدیت می کنه
فعلا یکم قالب کار داره که بعد از رفع ایراد ثبت مطالب رو شروع می کنیم
بای
قرارنیست مگر در کنار من باشی
قرار بود یک عمر عاشقت باشم
سبب همه انتظار من باشی
قراربود من بیقرار تو شوم
قرار بود که تو بیقرار من باشی
ستاره ای شبوی سالیان سال اما
ستاره ای که فقط در مدار من باشی
که ماه باشم در اسمان چشمانت
پلنگ باشی شکار من باشی
قرار بود لیلی شوم نپر هیزی
قرار بود مجنون کنار من باشی
نگار من شدی بیقرار من شدی
*
هر روز از محاسن سه نفر تعریف کن
در گفتن( متشکرم) کوتاهی نکن
از عبارت (لطفاً) بسیار استفاده کن
روز تولد دیگران را به خاطر بسپار
برای سرو صبحانه به پیشخدمتها انعام بیشتری بده
دست دیگران را به گرمی و محکم بفشار
به چشم مردم نگاه کن
حداقل یکبار در سال پیش ازطلوع خورشید برخیز و پدیدار شدن روز را تماشا کن
نواختن یک ساز را یاد بگیر
از نقره خوب استفاده کن
حداقل طرز تهیه یک غذا را یاد بگیر و در پختن آن بهترین باش
هر بهار گل بکار
کتابهای ارزشمند را خریداری کن حتی اگر فرصت خواندن آنها را نداشته باشی
سیستم صوتی خیلی خوبی برای خودت داشته باش
در سلام کردن اولین باش
بیش از درآمدت خرج نکن
اتومبیل ارزان قیمت سوار شو اما بهترین خانه ممکن را بخر
نسبت به خود و دیگران بخشاینده باش
همیشه سه لطیفه مودبانه در ذهن داشته باش
کفشهای تمیز و واکس زده به پا کن
دندانهایت را با نخ دندان تمیز کن
زمانی که احساس کردی مستحق ترفیع هستی آن را درخواست کن
از کودکانی که در جلوی منازل خود چیزی می فروشند خرید کن
چنانچه ناچار به دعوا شدی اول بزن و محکم بزن
هر چیزی را که به امانت می گیری به صاحب آن بازگردان
در هر کلاسی که می توانی تدریس کن
در هر کلاسی که می توانی دانش آموزی کن
هیچ وقت خانه بدون سیستم گرمایی نخر
همانگونه که دوست داری با تو رفتار شود با دیگران رفتار کن
بیاموز موسیقی های بزرگان را تشخیص دهی
هر سال در روز تولدت یک درخت بکار
دو بار در سال خون بده
دوستان جدید پیدا کن و در عین حال دوستان قدیمی را گرامی بدار
راز نگهدار باش
طنز
باز باران قطره قطره می چکد از سقف خانه
سقف ما سوراخ دارد اوخ دارد اب دارد
کله بزغاله ما شاخ دارد در عوض همسایه دست یمینی کاخ دارد
شعر خود پس پری شب برده بودم پیش عمه
عمه ام شعر مرا خواند بر ملاج بنده کوباند
بعد مثل مرغ جنگی گفت غران چون پلنگی
یخ کنی یخچال فرنگی
*
نخستين روز بعد از ازدواجم
زنم زد لنگه كفشي برملاجم
به پيش مادرش چندي مرا برد
هنرها ديدم از مادر زن خود
دگر استاد گشتم توي هرفن
شده هر كارسختي ويژهي من
كشم جارو به جاي همسر خويش
بشويم رختهاي دختر خويش
غذا پختن بود برعهدهي من
چو سفره پهن شد آن را خورد زن
وايضاً شستن ظرف و ظروفات
كه آن هم باشد از شرط و شروطات
به فن بچهداري هستم استاد
ز بس تعويض كردم شورت نوزاد
به ظاهر او زن و من شوهر او
به باطن چاكري چون نوكر او
كنون با اين كه شغلم خانهداريست
و باشد نمره كاراييام بيست
نباشد همسرم از بنده راضي
كند تهديد مخلص را به قاضي
بخش جدید گالری راه اندازی و آماده استفاده شما بازدیدکنندگان وبلاگ هموطن شد این بخش جدید شامل ۱۰ کلیپ فلش و ۳۵ عکس از هنرمندان زن و مرد هستش که امیدوارم از اونا خوشتون بیاد.

ورود به بخش گالری کاغذ دیواری ها


اگه تونستم لوگوی جدید وبلاگ رو آماده می کنم و شما دوستان هم لطف کنید برای تبادل لینک با من در ارتباط باشید
در آخر هم باید بگم نظرات شماس که به من در اداره هر چه بهتر وبلاگ کمک می کنه پس نظر یادتون نره...
بای
